پشتیبانی

info@daneshfarda.ir | با ما تماس بگیرید: 36831505-021

تحليل SWOT

تعاریف نقاط قوت و ضعف و فرصتها و تهدیدات:

در تحلیل swot عوامل مؤثر بر شرکت یا سازمان به دو دسته عوامل بیرونی یا خارجی و عوامل درونی یا داخلی

تقسیم می شود:

الف) عوامل درونی:

این عوامل در اختیار شرکت بوده و جزء عوامل داخلی می باشند. پس در عین حال که بر فعالیت های سازمان تأثیر دارند سازمان نیز بر آنها تأثیر دارد.هدف از بررسی محیط درونی تهیه فهرستی از نقاط قوت است که سازمان برای بدست اوردن سود بایستی از آنها بهره برداری نمایند و یا نقاط ضعفی که برای جلوگیری از ضرر یا کاهش سود باید از آنها اجتناب نمایند.

عوامل درونی نیز همانند عوامل بیرونی دو دسته می باشند که عبارتند از:

1:قوت ها

2:ضعف ها


نقطه قوت: عبارت است از شایستگی ممتازی که بوسیله آن سازمان می‌تواند در زمینه‌هایی مانند نوع منابع مالی، تصویر مثبت ذهنی میان خریداران، روابط مثبت با تأمین‌کنندگان و مواردی از این دست نسبت به رقبا برتر باشد.
نقاط قوت اختراعات ثبت شده شرکت.
نام تجاری و برند شناخته شده.
شهرت در بین مشتریان.
مزیت در قیمت تمام شده.
دسترسی اختصاصی به منابع طبیعی.
دسترسی به شبکه های توزیع مناسب.
نیروی انسانی کارآمد و آموزش دیده می تواند در قالب یکی از دسته های زیر دسته بندی شود:
ظرفیت و تواناییها/ مزایای رقابتی/انحصاری بودن/ منابع، دارایی، کارکنان/ تجربیات، دانش، داده ها/ ذخایر مالی و درآمدهای احتمالی/منطقه بازار یابی، توزیع و شناخته شدن/جنبه های نواوری/محل جغرافیایی/قیمت و کیفیت/اعتبارات و صلاحیت ها/فرایندها و سیستم ها/ فناوری اطلاعات و ارتباطات/فرهنگی، رفتاری، نگرشی/حمایت مدیران
نقاط ضعف: نوع محددیت یا کمبود در منابع، مهارتها و امکانات و توانایی‌هایی است که بطور محسوس مانع عملکرد اثر بخش سازمان بشود. عملکرد مدیریت نیز در تشدید نقاط ضعف موثر است.
عدم پشتیبانی و حفاظت از اختراعات.
نام تجاری و برند ضعیف.
ناشناخته بودن در بین مشتریان.
ساختار پر هزینه در شرکت.
عدم دسترسی به منایع.
عدم دسترسی به شبکه های توزیع.
نیروی انسانی ناکارآمد.

نکته ی حائز اهمیت در اینجا امکان تبدیل شدن ضعفها و قوت ها به یکدیگر در شرایط گوناگون است. برای مثال ظرفیت تولید بالا می تواند یک مزیت و قوت برای شرکت محسوب شود اما همین ظرفیت بالا در شرایط رکود و تغییرات تکنولوژیکی می تواند باعث کاهش چابکی شرکت گردد و به آن لطمه وارد کند.
نقاط ضعف می تواند در قالب یکی از دسته های زیر دسته بندی گردد:
کمبود ظرفیت و توانایی ها/ کمبود قدرت رقابت/ شهرت، حضور در میدان/مباحث مالی/آسیب پذیری دانش/ مقیاس و محدودیت زمانی/جریان نقدینگی و مصرف آن/ دوام و ایستادگی/تأثیر روی فعالیت های اصلی/قابلیت اطمینان داده ها/قابلیت پیش بینی برنامه ها/ روحیه، تعهد و رهبری/اعتبارات/فرآیندها و سیستم ها/عدم حمایت مدیران


ب)عوامل بیرونی:

این عوامل خارجی از سازمان بوده است و بر فعالیت های سازمان تاثیر دارند اما در اختیار سازمان نبوده و سازمان هیچ گونه
تاثیری بر آنها ندارد.هدف از بررسی محیط خارجی تهیه فهرستی محدود از فرصت هایی که میتواندبه یک سازمان سود
رسانده یا تهدیداتی که باید از آنها اجتباب شود. عوامل بیرونی خود به دو گونه میباشد:

1:فرصت
2:تهدید

فرصت: عبارت است از یک موفقیت مطلوب عمده در محیط خارجی سازمان مانند شناخت بخشی از بازار که پیش از این فراموش شده بود. تغییر در وضعیت رقابت یا قوانین و بهبود در روابط با خریداران و فروشندگان
نیاز برطرف نشده مشتری.
ظهور تکنولوژی های جدید.
کم شدن محدودیت های قانونی.
حذف موانع تجارت جهانی.
فرصت ها را می تواند در قالب یکی از دسته دهای زیر دسته بندی گردد:
- توسعه بازار/ آسیب پذیری رقبا/ روندهای صنعت با شیوه زندگی/توسعه تکنولوژی/- اعتبار جهانی/- بازارهای جدی- صادرات و واردات/ انحصاری شدن جدید/قراردادهای بزرگ/ توسعه کسب و کار و محصول/ اطلاعات و تحقیق/- شراکت ها و نمایندگی- تأثیرات فصلی، آب و هوا و غیره/ وضعیت اقتصادی

تهدید: یک تهدید موفقیت نامطلوبی در محیط خارجی سازمان است مانند قدرت چانه زنی خریداران یا تامین‌کنندگان کلیدی، تغییرات عمده و ناگهانی تکنولوژی و مواردی از این است که می‌توانند تهدید عمده‌ای در راه موفقیت سازمان باشند. تغییر در سلیقه ی مشتری که باعث فاصله گرفتن او از محصولات ما می شود.
ظهور محصولات جایگزین پر قدرت.
افزایش محدودیت های تجاری.
تهدیدها می تواند در قالب یکی از دسته های زیر دسته بندی گردد:

- اثرات سیاسی/ اثرات محیطی/ اثرات قانونی/ توسعه فناوری اطلاعات/ اهداف و مقاصد رقبا/- تقاضای بازار/تکنولوژ محصولات، خدمات و ایده های جدید/قراردادهای حیاتی/ شرکای تجاری/- مواجه با موانع و تهدیدهای برطرف نشده/اقتصاد داخل و خارج/
 ماتریس SWOT

دربرنامه‌ریزی راهبردی، به ترتیب چشم انداز(Vision)، رسالت(Mission)، اهداف(Objectives)، راهبردها(Strategies)، عناوین برنامه‌ها (Projects) و فعالیتها(Activities) برای سازمان یا تشکل مورد نظر تعریف می‌گردد. چشم انداز و رسالت بر مبنای نظر بالاترین مرجع تصمیم گیر (که می‌توان اساسنامه مصوب مجمع عمومی در نظر گرفت) تعیین می‌شود. اهداف نیز بر اساس رسالت تعیین شده مشخص می‌شود. درواقع رسالت یا ماموریت، وظایف کلی و دور نمای فعالیتهای تشکل را مشخص می‌کند و اهداف، مسیرهای رسیدن به این رسالت می‌باشد. برای تعیین راهبردها، ابتدا نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصتها و تهدیدها (Strenght, Weakness, Opportunity, Threats) با نگاهی به فضای داخلی و عوامل بیرونی بررسی می‌شود که بر مبنای آن و با استفاده از ماتریس SWOT، راهبردها استخراج می‌گردد:

 

SWOT.JPG

 

هر راهبرد در زیر مجموعه یکی از اهداف، روش رسیدن به هدف را مشخص می‌سازد. شناسایی ذی‌نفع‌های درونی و بیرونی نیز به شناسایی عوامل کمک می‌نماید. پس از آن برای رسیدن به هر راهبرد، برنامه‌هایی مشخص می‌شود که لازم است زمانبندی و بودجه گذاری آنها نیز انجام شود.

راهبرد S

این راهبرد می‌تواند یک حالت هم‌افزایی در سازمان ایجاد کند. هر شرکتی مایل است در این موقعیت قرار داشته باشد تا بتواند با بهره‌گیری از توانمندی‌ها، استفاده از فرصت‌ها را به حداکثر برساند. (گردهمایی‌ها و ارائه تجارب موفق، همچنین طراحی دوره‌های آموزشی مانند مدیریت دانش، سازمان‌های یادگیرنده و غیره می‌تواند در این زمینه سودمند باشد.)

راهبرد W

هدف دومین راهبرد، کاهش نقاط ضعف و افزایش فرصت‌هاست. گاه شرکت‌ها به دلیل برخورداری از ضعف‌های اساسی، امکان استفاده از فرصت‌های به دست آمده را ندارند، لذا طراحی دوره‌های آموزشی به منظور از بین بردن نقاط ضعف می‌تواند شرکت را در استفاده از فرصت‌ها توانمند کند.

راهبرد o

این راهبرد براساس توانمندی شرکت در مقابل تهدیدات بنا شده‌است و هدف آن افزایش توانمندی‌های موجود و کاهش تهدیدات با طراحی دوره‌های آموزشی است.

راهبرد T

هدف این راهبرد، کاهش نقاط ضعف و تهدیدات تا حد امکان است. شرکتی که در معرض ورشکستگی قرار دارد می‌تواند با برگزاری دوره‌هایی مانند مدیریت راهبردی و ... از راهبردهای گوناگونی مانند انحلال، ادغام و تلاش برای بقا استفاده کند.